X
تبلیغات
رهنورد

رهنورد

گردشگری - طبیعت گردی - کوهنوردی

دیلمان شهری است در استان گیلان که از توابع شهرستان سیاهکل بوده و طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت آن حدود ۱۶۵۶ نفر است. این منطقه در ارتفاع ۲۲۰۰ - ۲۵۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد.

ماه خرداد یکی از بهترین زمان‌ها برای مسافرت است و ما نیز با همراهی گروهی از همسفران، مسیر ماجراجویانه‌ای را برای گشت و گذار در کوهستان‌های استان گیلان انتخاب کردیم. پوشش گیاهی رشته کوه البرز در مرز استان‌های قزوین و گیلان تدریجاً به سمت سرسبزی می‌رود.

مسیر ما نیز از حوالی «لوشان» که به شهر آفتاب استان گیلان شهرت دارد آغاز شد و مقصدمان «دیلمان»، شهری کوچک و کوهستانی با آب‌ و هوایی کم‌نظیر بود البته نه از سمت لاهیجان و از سمت شمال.

در حقیقت لطف این سفر به این‌ها بود: کشف راه‌های جدید کوهستانی که بعضی از آن‌ها حتی آسفالت نبودند و رد شدن از وسط روستاهای کم جمعیت و تماشای مناظر کم‌نظیر دره‌ها و کوه‌ها..

همان‌طور که گفتیم ما از لوشان به کوه زدیم و از شمال شهر لوشان وارد منطقه حفاظت شده «سیاهرود» و جاده «جیرنده» شدیم، سپس به سمت دهکده توریستی «داماش» حرکت کردیم. این دهکده را با چشمه‌هایی که آب‌معدنی داماش از آن‌ها تهیه می‌شود بیشتر می‌شناسند. هم‌چنین گل کم‌یاب سوسن چلچراغ در این محدوده رشد می‌کند.

سپس وارد جاده عمارلو شدیم و به سمت شرق و دریاچه «خولشکو» حرکت کردیم. این دریاچه در ارتفاع حدود ۲ هزارمتر از سطح دریا در کوهستان‌های استان گیلان قرار دارد و حدود ۱۰ سال است که به همت جهادکشاورزی  در آن ماهی کپور ریخته شده. چون این دریاچه محصور بود تا قبل از این ماهی نداشت اما با توجه به استعداد اقلیم آن در پرورش ماهی، کپور و به تازگی قزل آلا در آن‌جا پرورش می‌یابند.

استخر خولشکه (خولشکو) در منطقه‌ای به طول جغرافیایی36.736683 و عرض جغرافیایی49.871172 ارتفاع (از سطح دریا)1962متر واقع شده است.

سپس مجدداً به سمت غرب برگشتیم و به سمت «نوده» و «آسیابر» حرکت کردیم. در مسیر حرکت‌مان، روستاهای کوهستانی با بافتِ روستاییِ بسیار چشم نواز دیده می‌شد و جاده‌ها نیز آسفالت نبودند. در فصل بهار گل‌های وحشی در حاشیه جاده دیده می‌شدند و طبیعت نیز جلوه‌ای کم‌نظیر داشت.

در انتها از این مسیر کمتر شناخته شده، به دیلمان رسیدیم. یک شب اقامت در خانه‌های روستایی دیلمان، خاطره‌ای به یادماندنی برای ما باقی گذاشت.

صبح روز بعد برای تماشای مکان‌های دیدنی اطرف شهر دیلمان روانه شدیم. صبحانه را در روستای «ملومه» با دشتی پوشیده از شقایق‌های وحشی صرف کردیم..

سپس به سمت شمال حرکت کرده و به روستای «اسپیلی» رسیدیم. در این‌جا ملزومات ناهار را خریداری کرده و از جاده آسفالته پوشیده از جنگل‌های انبوه که به سمت سیاهکل می‌رود به حوالی لونک و در جنگل‌های‌ زیبای آن‌جا برای ناهار اتراق کردیم.

بعد از صرف ناهار در دل طبیعت و رفع خستگی به دیلمان برگشته و وارد جاده رستم آباد شدیم. این مسیر نسبت به مسیری که از آن آمده بودیم کوتاه‌تر بود.

 برای سفر به دیلمان نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید



برچسب‌ها: دیلمان, خولشکو, کلیشم, داماش, جیرنده
+ نوشته شده در  92/05/20ساعت 20:13  توسط عظیمی  | 

 

به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فَرْوَدین /  برآسوده از رنج تن، دل ز کین

بزرگان به شادی بیاراستند / می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار / به ما مانْد از آن خسروان یادگار

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  92/01/05ساعت 16:55  توسط عظیمی  | 

گوهر تپه در شرق مازندران و شمال غرب شهر رستم کلا از توابع بهشهر واقع شده است.گوهر تپه از اواخر دوران نوسنگی ( ۶۰۰۰ سال پیش ) بتدریج از حالت روستا خارج شده و بصورت یک شهر در هزاره سوم قبل از میلاد در آمده است. از آثار بدست آمده در این مکان می توان به معماری مسکونی و صنعتی، گورستان دوران برنز و عصر آهن به همراه آثار دیگری همچون سفال، صنایع دستی، زیورآلات سنگی، گلی و فلزی، جنگ افزارها و ابزار شکار اشاره کرد.

Gohar Tappe is located in east part of mazandaran one of the major cultural centers of the iranian plateau during the bronze age. A rich corpus of archaeological evidence witnesses that Gohar Tappe was established in late neolithic period ( c.6000 years ago ) as a small village and gradually turned into a town in the 3rd milliennium BC.

در جریان دوران های زمین شناسی غارهای زیادی در این منطقه تشکیل شده که در نتیجه، استقرارهای بعدی انسان در آنها ایجاد شده است. گوهر تپه یکی از استقرارگاه های پیش از تاریخی ایران است که در دوران مس و سنگ ( ۳۵۰۰ ق.م) شکل گرفته است. قرار داشتن این محوطه در حد فاصل دره ها و غارهای باستانی همچون غار هوتو- کمربند، کمیشان، اهمیت آن را دو چندان کرده است. با توجه به سرچشمه های آبی، جنگل، دریا، غارها، منابع مصنوعات سنگی و شرایط مطلوب منطقه همراه با پتانسیل های موجود دیگر، گوهرتپه به صورت تدریجی مسیر توسعه را پیمود و در دوران مفرغ (۱۸۰۰-۳۰۰۰ ق. م) به شهری بزرگ با وسعت ۵۰ هکتار تبدیل شد بود.

حفاری ها در موزه گوهر تپه در متراژهای مختلف صورت گرفته که هر لایه نشان دهنده یک دوره باستانشناسی می باشد. بقایای آثار فرهنگی به دست آمده در میان لایه های دوره مس و سنگ (کالکولتیک) و عصر مفرغ (برنز) و شیوه توزیع و پراکنش آن در سطح تپه بیانگر آن است که توسعه گوهر تپه روند تدریجی داشته و این محوطه در دوره مفرغ میانی (۲۴۰۰ ق.م) به بالاترین حد وسعت رسید، هم چنین بقایای تدفین دروه مفرغ جدید (۱۷۰۰ ق. م) بر روی لایه های مفرغ میانی گویای این مطلب است که در دوره مفرغ جدید از وسعت گوهر تپه کاسته شده و گورستان به خارج از فضای مسکونی هدایت شده است. تحول تدریجی اواخر دوره مفرغ جدید تا عصر آهن II (۱۱۰۰ ق.م) با پژوهش و مطالعه بر روی آثار فرهنگی همچون سفال، اشیا مفرغی (برنزی)، مهر، اشیا تزیینی، ساختارهای معماری قابل شناسایی می باشد.


برچسب‌ها: گوهرتپه, بهشهر, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  91/05/26ساعت 3:3  توسط عظیمی  | 

امسال به دلایل کاری و مشکلاتی که پیش اومد تصمیم گرفتم که تنها یا به اتفاق چند نفر دیگه و از وسط برنامه به گروه گهر بپیوندم. گروه از اول هفته حرکت کرده بودند و برنامه این بود که ۴شنبه کمپ ۱ رو برای یک راهپیمایی نیم روزه جهت رسیدن به کمپ۲ ترک کنند، برنامه من این بود که صبح ۴ شنبه ساعت ۹ در محل کمپ۱ به اونها بپیوندم. تا اواسط هفته اوضاع معلوم نبود و از اونجایی که در سرتاسر مسیر گهر هم از ارتباطات خبری نیست قرار شد شهاب در یکی از  برنامه های ماهیگیری به بالاترین نقطه ممکن بیاد و یه زنگی به من بزنه و آخرین تغییرات رو بگه که این موضوع هم اتفاق نیافتاد. از طرفی مهرداد هم گفته بود که احتمالا" پایه هست و با محمد میان برای گهر امسال به هرحال چاره ای نبود رو این موضوع حساب کردم که گروه طبق برنامه به کمپ۲ حرکت می کنند و مشکلی پیش نیومده و من هم میتونم خودم رو اول صبح به کمپ۱ برسونم البته این احتمال هم وجود داشت که برنامه ریزیها درست از آب در نیاد که در اونصورت مجبور می شدم تا کمپ۲ و یا حتی آخر مسیر ( روستای تی ) به تنهایی برم و بلاجبار ۱ شب هم تنها کمپ بزنم که این کار خالی از خطر نبود.

خلاصه ۳ شنبه شب رفتم سراغ مهرداد و محمد که دیگه ۱۰۰٪ اعلام آمادگی کرده بودن و شبونه به سمت لرستان حرکت کردیم. صبح خیلی زود رسیدیمو کمی استراحت کردیم و مقداری ته بندی و سپس پارک ماشین و کرایه ماشین تا چشمه خیه ورودی منطقه گهر و شروع پیاده روی.

۴شنبه ۵:۳۰ صبح بعد از ۲۴ ساعت بیداری با کوله ای سنگین حرکت به سمت کمپ، مسیر تقریبا" خلوت یک مقداری سریالایی و سپس سرپایینی تا دره گردو حدود ۳ ساعت راهپیمایی کردیم، در شرف وروود به محل کمپ دودل بودم که با چه صحنه ای روبرو میشیم؟ کمپ خالی یا ......؟ خلاصه چند قدم آخر هم تموم شد و وارد منطقه استحفاظی خودمون شدیم همه بچه ها مشغول جمع آوری کمپ بودن ، نفس راحتی کشیدیم و با اونها که از دیدن ما خوشحال بودن و بعد از چند روز ۳تا آدم جدید میدیدن سلام و روبوسی کردیم. چایی و نسکافه ای زدیم و به سمت کمپ شماره ۲ حرکت کردیم.

حرکت متوالی با استراحتهای چند دقیقه ای و گذر از طول رودخانه بدلیل عدم وجود کناره قابل دسترس و عبور از گذرگاههای صعب العبور حسابی خستمون کرده بود خصوصا" تیم ۳ نفره ما که بدون استراحت از صبح خیلی زود شروع کرده بودیم، ولی به هر حال انتظار تموم شد و بعد الظهر به محل کمپ۲ رسیدیم. برای من خوب بود بعد از مدتها از خودم یه تست هی متوسط گرفتم و فهمیدم که وضعم خوبه. خوب از تحویل گرفتن خودم که بگذرم تنی به آب زدیم و خستگی راه رو بدر کردیم و بعد چادرها به پا شد. راستش ما ۳ نفر ( من و مهرداد و محمد ) مرحووم شدیم و زمانی باز به دنیا برگشتیم که بقیه اعضا زحمت شام رو کشیده بودند. خلاصه پس از شام مجددا" خواب بر ما موستولی گشت. 

 ۵شنیه صبح به سمت روستای تی و انتهای مسیر به راه افتادیم . متاسفانه هر چی زمان میگذره از بکارت طبیعت زیبای کشورمون کاسته میشه ( که این موضوع رو رهین منت امت با فرهنگ و با شعور هستیم ، همونایی که حداقل فهم رو ندارن که آشغال تولید شده توسط خودشون رو تو طبیعت رها نکنن همین فقط. ) و گهر هم از این موضوع مستثنی نیست. با این حال هنوز این منطقه رو از بکر ترین ها میبینم و امیدوارم بمونه. خلاصه اینکه ساعت ۴ رسیدیم به شهر دروود، پس از تحویل گرفتن ماشینها به سمت خونه حرکت کردیم. نکته جالب اینکه فقط خدا میدونه بعد از چند روز پیاده روی در طبیعت با سرعت پایین ، سوار ماشین شدن و سرعت بالای ۱۰۰ کیلومتر حس عجیبی رو ایجاد می کنه

 برای سفر به گهر نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: دره نیگا, دریاچه گهر, دریاچه, کوهنوردی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  91/04/30ساعت 3:1  توسط عظیمی  | 

از تهران که به سمت رشت میریم تقریبا" ۲۰ کیلومتر مونده به رشت و در منطقه سراوان جاده فومن مسیر اصلی رو قطع میکنه وقتی به سمت فومن تغییر مسیر میدیم پس از طی مسافتی کمتر از ۲ کیلومتر و در سمت چپ جاده تابلوی موزه میراث روستایی گیلان خودنمایی میکنه ....

From tehran to rasht ، About 20km befor rasht there is a road crossing the main rd and heading to west (foman City) .... after just 2 kilometer in the left side you can see the "Guilan Rural Heritage Museum "

موزه‌ی میراث روستایی گیلان در زمینی به مساحت حدود ۲۶۳ هکتار، در پارک جنگلی سراوان بنا شده. بناهای ۹ روستای اصیل استان که نمادهای معماری اصیل گیلان در آن‌ها نمایان است واچینی سپس در محل این موزه دوباره چینی شده است. دیرینگی بناهای موجود در سایت موزه از ۶۵ تا ۱۸۰ سال است. در این موزه نوع زندگی، کار، مسکن و صنایع دستی بومی گیلان به نمایش درمی‌آید.

هروقت اسمی از موزه میاد خیلی از آدما تصورشون یک ۴ دیواری و اشیای محافظت شده داخلش هست اما در مورد این موزه اینطورنیست. شاید خیلی وقتها از کنار موزه میراث روستایی گذشتین و به سمت فومن و قلعه رودخان رفتید ولی پیشنهاد میکنم اینبار حتما" توقف کنید و ساعتی رو در این موزه وقت بگذرونید قول میدم پشیمون نمیشین.

 


برچسب‌ها: موزه میراث روستایی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  91/02/15ساعت 15:41  توسط عظیمی  | 

همانطور که در پست قبلی مرنجاب نوشتم کاروانسرا یا قلعه مرنجاب در ۴۷ کیلومتری شمال شرق شهرستان آران و بیدگل از توابع کاشان و در جنوب غرب دریاچه نمک قرار دارد این کاروانسرا با کاربرد نظامی بیشتر به شکل قلعه می باشد و  در سال ۱۰۱۲ ه - ق و بدستور حاکم وقت کاشان ساخته شده .... در آن سالها و به دستور شاه عباس اول در مسیر راه ابریشم و در بسیاری از نقاط دیگر کشور به منظور حفاظت از  کاروانها و همچنین مقابله با هجوم اقوام ازبک و ترکمان و افغان کاروانسراهایی با کاربرد نظامی ساخته شد که نمونه های آن را در مسیر خراسان به اصفهان می توان دید.

Maranjab Caravansary is located in 47th kilometer north east  of  Aran Bidgol city and south west of salt lake. it is constructed by the king abbas order to protect the carvans and also the desert roads against the Foreign Attacks.

مرنجاب به عنوان نمونه ای از کاروانسراهای مذکور در کنار مزرعه مرنجاب و در شرایط محیطی بسیار جالبی در نوع خود واقع شده، کاروانسرا در نواری بین دریاچه نمک و شروع رمل های کویری که دارای پوشش گیاهان آب شور مانند گز و تاق می باشد واقع شده و به خاطر همین پوشش گیاهی جانوران بسیاری مانند گرگ ، شغال ، روباه ، موش صحرایی ، مار ، عقرب ،عقاب و شاهین نیز در آن وجود دارند.

 

 برای سفر به کویر مرنجاب نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: مرنجاب, کویر, دریاچه نمک, کاروانسرا, کویرنوردی
+ نوشته شده در  91/01/13ساعت 0:15  توسط عظیمی  | 

Miyānkāle peninsula : is a narrow but long Peninsula in Mazandaran Province in the north of Iran situated in the extreme south-eastern part of the Caspian sea . The long and narrow peninsula is 48 km long, and between 1300 and 3200 meters wide.

It sets apart the Gorgan Bay from the Caspian Sea. The elevation of the peninsula from the sea level is 23 meters and four villages are situated on it namely: Ashuradeh, Qezel-e shomali, Qezel-Mehdi and Qavasatl. The city situated at the opposite side of the peninsula's end is Bandar Torkaman. The island of Ashuradeh lies off the eastern tip of the peninsula. ( wikipedia )

تالاب

دریا

 خلیج

 بیابان

جنگل 

پناهگاه حیات وحش میانکاله در شبه جزیره میانکاله در جنوب شرقی ترین نقطه دریای خزر واقع شده، شبه جزیره میانکاله از نظر تقسیمات جغرافیایی کشوری جزء استان مازندران و در ۱۲ کیلومتری شمال شهر بهشهر واقع شده.  وسعت آن بیش از ۶۸۰۰۰ هکتار است که حدود ۴۴۰۰۰ آن آبی ( خلیج گزگان و شبه جزیره) و ۲۴۰۰۰ هکتار آن تالاب میانکاله را شامل می شود. میانکاله با داشتن اقلیمهایی مانند دریا، جنگل و بیابان و شنزار از زیبا ترین و جالب ترین مکانهای طبیعی کشور است که طیف وسیعی از گونه های جانوری را در خود جا داده است.

"میان کاله . [ ل َ ] (اِخ ) نام شبه جزیره ای است در شمال خلیج گرگان و طول آن در حدود 60 و عرض آن 1/5 تا 6 هزار گز است اراضی شبه جزیره بوته زار بلند و مرتع گاوداران تراکمه محسوب و زراعت صیفی نیز در آن معمول است . در انتهای خاوری شبه جزیره مقابل بندر شاه آبادی آشورآده واقع شده که شعبه ٔ مهم شیلات مجهز به تمام وسایل در آن واقع است . در قسمتهای دیگر شبه جزیره نیز شعبه های شیلات در آشور بزرگ و میان قلعه و جز آن وجود دارد که ماهیهای خود را با اتومبیل به آشور کوچک می فرستند. بر اثر عقب نشینی آب دریا بتدریج بر عرض شبه جزیره افزوده می شود"  ( نقل از لغت نامه دهخدا )

دماوند در غروب میانکاله

 برای سفر به میانکاله نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: میانکاله, دریاچه, تالاب, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  90/11/10ساعت 17:24  توسط عظیمی  | 

 قلعه رودخان

قلعه رودخان به عنوان یکی از استحکامات نظامی ایران در شمال کشور و در ۲۳ کیلومتری جنوب غرب شهرستان فومن و در ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. بنای قلعه در دل جنگل و در ارتفاع ۶۸۰ الی ۷۲۰ ایجاد شده برای رسیدن به قلعه می بایست از محل پارکنگ ماشینها ( ارتفاع ۲۸۰ متری ) از طریق طی کردن پله ها مسیر حدود ۴۰۰ متری تا درب قلعه را طی کنید.

Rud khan or  Rood khan is a brick and stone castle in North of Iran ..... Roodkhan Castle is One of the most amazing military monuments of Iran located 23km south west of foman city among  dense forests ..... it had been constructed during "As haghian dynasty" ( seljuk age ) which were governance of west gilan.

 " قلعه رودخان مانند بسیاری از آثار باستانی و مناظر طبیعی زیبای کشور ما در حال نابودی است. دفن شدن در بین زباله ها و نابودی طبیعت شایسته این آثار نیست .... سیاست بردن جاده آسفالته و امکانات رفاهی تا چندقدمی آثار باستانی کشور و فرهنگ پایین گروهی از مردم باعث شده تا بسیاری از این اماکن نابود یا در شرف نابودی قرار گیرند. "

قلعه رودخان بنایی نظامی است که بقولی بنیاد آن را به پیش از اسلام و بقولی دیگر بزمان اسحقیان ( مقارن با حکومت سلجوقیان ) که در غرب گیلان حکومت میکردند نسبت می دهند. قدیمی ترین سند منتسب به این قلعه کتیبه ای است که تاریخ تجدید بنای آنرا سال ۹۱۸ تا۹۲۱ ه ق و در زمان صفویان نشان می دهد. ( به نقل از سازمان میراث فرهنگی کشور )

برجهای دیده بانی زیادی بشکل ۸ ضلعی و با طاقهای گنبدی دورتادور دیوار قلعه را احاطه کرده و در داخل آنها پنجره های کوچکی تعبیه شده تا توانایی مناسب برای دیدهبانی و حمله به نگهبانها بدهد. در دورتادور دیوار قلعه نیز سوراخهای کوچکی دیده می شود که به احتمال زیاد برای ریختن مایعات داغ به بیرون از قلعه و دفاع در برابر دشمن استفاده می شده. در بنای قلعه از سنگ و آجر استفاده شده.

بر اساس نوشته های تاریخی موجود در فرهنگنامه ها و اسناد تاریخی قلعه رودخان از ۲بخش ارگ ( محل زندگی حاکم و حرمسرا ) و قورخانه ( محل فعاليت هاي نظامی و زندگی سربازان ) تشکیل شده. برای سعود و رسیدن به قلعه از میان جنگلی انبوه از جنس جنگلهای متراکم گیلان عبور می کنیم و در بسیاری از ساعات ابر منطقه را در بر گرفته و تصاویری بی نظیر چشم را می نوازد. اگر در ساعتی خلوت به سمت قلعه حرکت کنید مناظر بی بدیل و اندکی وهم شما را به گذشته می برد شاید زمانی که قلعه بنایی نظامی بوده نه تاریخی.

قلعه رودخان مانند بسیاری از آثار باستانی و مناظر طبیعی زیبای کشور ما در حال نابودی است. دفن شدن در بین زباله ها و نابودی طبیعت شایسته این آثار نیست .... سیاست بردن جاده آسفالته و امکانات رفاهی تا چندقدمی آثار باستانی کشور و فرهنگ پایین گروهی از مردم باعث شده تا بسیاری از این اماکن نابود یا در شرف نابودی قرار گیرند.

  برای سفر به قلعه رودخان نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: قلعه رودخان, کوهنوردی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  90/07/20ساعت 20:26  توسط عظیمی  | 

پهن حصار با ارتفاع ۳۴۰۰ متر  از کوههای مرتفع واقع در بخش جنوبی رشته کوههای البرز مرکزی است. اگر در هوایی صاف بر فراز قله پهن حصار رو به جنوب بیاستیم در دورنمای سمت راست خود ابتدا روستای کندر و سپس شهر کرج و در سمت چپ شهر تهران را می بینیم.

مسیر صعود

برای رفتن پیش پهن حصار، پس از گذر از پورکان و وینه، داخل خروجی خوزنکلا می شویم و پس از عبور از روستاهای سرزیارت و سیجان به روستای خور و پایان جاده آسفالته می رسیم. مسیر معمول و مورد استفاده برای حمله به قله دامنه شمالی و سپس یال شمالی و قله می باشد. در این خصوص هم می توان از جاده خاکی موجود استفاده کرد و هم از مسیر پاکوب که از همین جاده منشعب می گردد. پس از طی حدود ۳ کیلومتر و پشت سر گذاشتن آبشار معروف خور که در دامنه مقابل خودنمایی می کند به محوطه ای باز و سرسبز می رسیم که محل مناسبی برای استراحت و تجدید قوا و سپس حرکت به سمت قله می باشد.

حرکت از محل اطراق و از جبهه شمالی پهن حصار با شیبی بیشتر به سمت جنوب و قله آغاز می شودپس از افتادن روی یال شمالی که مشرف به گردنه سنگان و  گندم چال است شیب اندکی بیشتر می شود ولی قله در انتظار است و نوید رسیدن به ارتفاع ۳۴۰۰ متری و دیدن مناظر بسیار زیبا بگوش می رسد.

روستای کندر از پهن حصار


برچسب‌ها: پهن حصار, کوهنوردی, کرج, کندر, خوزنکلا
+ نوشته شده در  90/06/19ساعت 0:44  توسط عظیمی  | 

برنامه گهر امسال با تعداد  ۹ نفر آغاز شد. قرار بود ۳ نفر از روز دوم به گروه بپیوندند که .... امسال ۲ نفر جدید از تهران، یکنفر از اصفهان و یکنفر از قزوین به گروه اضافه شده بودند. ساعت ۱ نیم شب ۱ ماشین از تهران و یکی از کرج در بزرگراه آزادگان ملاقات داشتیم و یکی از نفرات جدید تهرانی را سوار کردیم خلاصه ۷ نفر بسوی سرنوشت حرکت کردیم...... قرار ساعت ۸  صبح شهر درورد شکمها کاملا" گشنه بود پس از ملاقات دکتر و آقای جیلانچی که ازکرمانشاه و  اصفهان به ما پیوسته بودند، به سرعت کله پاچه زدیم و به سمت الیگودرز حرکت کردیم.

غروب گهر

امسال از طریق الیگودرز و از جبهه شرقی ابتدا وارد کره گهر و سپس به دریاچه گهر وارد شدیم نا گفته نماند که پس از صرف صبحانه در درود دوستان با یک راننده مینی بوس صحبت کردند تا ما را از طریق الیگودرز به ابتدای تنگه تاپله برساند و مابقی راه را پیاده تا کره گهر طی کنیم ..... متاسفانه راننده متعهد در اواسط راه  پشیمان شد و اعلام کرد بدلیل خرابی راه ادامه مسیر نمی دهد .... هر چه گفتیم راه مناسب است و ما را وسط بیابان  با این همه بار رها نکن بی فایده بود خلاصه با کوله های حدود ۲۵ کیلویی پیاده ادامه مسیر دادیم تا اینکه حدودا" ۲ کیلومتر بالاتر با وانت یکی از عشایر ساکن در دره دزدان به انتهای مسیر آمدیم. جالب اینکه در انتهای مسیر ۲ دستگاه مینی بوس دیدیم و متوجه شدیم خط الیگودرز به کره گهر نفری ۵۰۰۰ تومان راه اندازی شده.

از کمی عقب تر و به قلم شهاب .....

دردسرتون ندم....ساعت 12 ظهر ،وسط سربالایی، با حدود 2۵ کیلو بار(هر نفر) ما رو رها کرد و رفت....خدا  پدر بچه هاش رو زیاد کنه،انشا...ما موندیم و یک جاده خاکی والبته خــــــــــالی از رفت و آمد ، اونهایی که جریان اَرّه رو شنیدن،خوب میفهمند که ما تو چه وضعی بودیم! خلاصه به سمت بالا حرکت کردیم،پیاده.هر قدم که بر میداشتیم،شجره نامه خانوادگیمون رو جلوی چشمهامون مشاهده میکردیم.کمی جلو تر رسیدیم به یک سیاه چادر،منطقه بسیار زیبایی بود که عشایر برای اقامت انتخاب کرده بودند.اشک شوق تو چشم های بچه ها حلقه زد...آخه اونها وانت نیسان داشتند!طبق معمول فراهاد زحمت نگوشییشن(Negotiation) رو کشید و خوشحال به سمت ما برگشت.(بچه ها بیریزید بالای وانت)حدود 20 کلیومتر که رفتیم رسیدیم به منطقه ای بنام تپه تاپله(تاپاله نه هااااا...)تقریباً دیگه سربالایی نداشتیم و باقی راه تا دریاچه کوچک و بزرگ، راهی نسبتاً راحت بود.

گروه

از هوای تمیز و طبیعت کم نظیر لذت میبردیم و با هر قدمی که بر میداشتیم ، به محل زندگی ماهی ها نزدیکتر میشدیم ...... من دریاچه کوچک رو تا به حال ندیده بودم و اشتیاق زیادی برای ماهیگیری در این دریاچه داشتم.از دور انبوهی از درخت دیده میشد،بله همانطور که فکر میکردم،دریاچه کوچک یا کره گهر همانجا بود.اشتیاق رسیدن به آب باعث شده بود وزن زیاد کوله ها و گرمای طاقت فرسای هوا رو برای زمان کوتاهی فراموش کنیم. توقفی کردیم و بچه های ماهیگیر دست به قلاب شدند...به حرکت ادامه دادیم و هر کجا که راهی وجود داشت،لانسه کشی کردیم.به محل مناسبی در کنار دریاچه کوچک رسیدیم، قرار شد مدتی به استراحت بپردازیم و البته ماهیگیری! حدود 2 ساعت توقف داشتیم و از طبیعت اطراف دریاچه کوچک بسیار لذت بردیم.

وسایل رو جمع کردیم  و به راه افتادیم،کم کم دیگه داشت غروب میشد که چشم ما به درخشش دریاچه افتاد،صحنه زیبایی بود.یکبار دیگه فرصت دیدن این همه زیبایی رو داشتیم...کمی هیزم جمع کردیم و به سمت دیگر دریاچه،محل چادر زدن حرکت کردیم.چادر ها رو کنار آب بر پا کردیم.خسته و داغاااان،اما خوشحال از رسیدن مشغول مرتب کردن وسایل درون چادر ها و فراهم کردن آتش برای چای و شام شدیم.دو شب کنار دریاچه بودیم و به شنا و ماهیگیری پرداختیم.

پیش بسوی نیگاه .......

یکشنبه حدود ظهر حرکت کردیم به سمت دره،مقصد اصلی این سفر.من،فرهاد،علی و  محمد از بچه ها جدا شدیم،قرار شد آهسته تر حرکت کنیم و برای شام تعدادی ماهی صید کنیم.نزدیک غروب به محل اطراق رسیدیم،شواهد حاکی از این بود که مدتی نه چندان دور ،گروهی نه چندان با شعور!!! در محل بوده اند وآنجا را به شدت کثیف و به حال خود رها کرده بودند که با تلاش بچه ها  خوشبختانه همه چیز دوباره مرتب شد.در حالی که دوستان مشغول برپا کردن چادر ها و آتش بودندمن و فرهاد برای تهیه کسری ماهی ها لانسه کشان به سمت پایین رودخانه حرکت کردیم که البته در مدت کوتاهی موفق به صید تعداد مورد نیاز شده و برگشتیم.عجب سبزی پلو ماهیِ خوشمزه ای بود،دست آشپز (ها) درد نکنه واقعاً.

گردنه خدا قوت

گردنه خدا قوت

نیگاه

نیگاه

ابتدای نیگاه

ابتدای نیگاه

دره محل اطراق از بالا

دره محل اطراق از بالا

نمایی از دره نیگاه از بالای محل اطراق

نمایی از دره نیگاه از بالای محل اطراق

صبح روز بعد،پس از صرف صبحانه ای مبسوط،دسته جمعی زدیم به آب،دکتر و سیامک هم که کمی قبل تر برای استقبال از آقای ثانی (دوست جدید) حرکت کرده بودند از راه رسیده و تنی به آب زدند.طبق معمول همیشگی ،دوستان ماهیگیر به دو گروه تقسیم شده و از محل کمپ به سمت بالا و پایین رودخانه حرکت کردیم...غروب هنگام خسته ولی با دست پُــــر از راه رسیدیم.با تشکر مجدد از آشپز های گرامی...

روز بعد من و سیامک تصمیم گرفتیم کمی به اکتشافات در اطراف محل کمپ بپردازیم.جویبار کوچک و زلالی در انتهای دره محل اقامت ما وجود داشت،تصمیم گرفتیم از کناره این جویبار بالا رفته و تا جایی که راه وجود داشت پیشروی کنیم،از بالای اون سخره های بلند،مناظر زیبایی دیده میشد،اونقدر زیبا که ما ساعتی رو در لبه یک صخره به تماشای عظمت دره نشستیم...حس غریبی داره وقتی قطعه ای از طبیعت رو پیدا میکنی که تا به حال پای هیچ انسانی  به اونجا نرسیده...بالاخره دل کندیم و برگشتیم پایین کنار چادر ها.باقی اون روز رو تقریباً فقط استراحت کردیم!!! :دی

آبشاری در دره محل اطراق

آبشاری در دره محل اطراق

ادامه شکاف محل اطراق

ادامه شکاف محل اطراق

پوتینهای خسته

پوتینهای خسته

در برنامه سال گذشته،مسیر برگشت ما از انتهای دره (روستای تی) میگذشت،که مسیری نسبتاً طولانی و خسته کننده بود؛ البته زیبایی های خاص خودش را نیز داشت.اما امسال با نظر سنجی که با بچه ها داشتیم،تصمیم بر این شد که بجای خروج از انتهای دره نیگا،از دره گردو بالا رفته و خود را به پارکینگ برسانیم.این مسیر کوتاهتر اما به شدت سنگین تر بود،زیرا  دره گردو شیب نسبتاَ تندی دارد و خصوصاً هنگام بالا رفتن کمی سخت به نظر میرسید...چهار شنبه صبح،پس از صرف صبحانه و آبتنی شروع به جمع آوری وسایل و نظافت محل کرده و....حرکت کردیم.

گروه بالای دره گردو

گروه از راست : علی - خودم - شهاب - فرهاد - عقیل - محمد - دکتر - مجتبی - بهزاد

مسیز زیبای برگشت

زیبایی های مسیر برگشت

زیبایی های مسیر برگشت

خوشبختانه در بدو ورود به پارکینگ یک وانت پیدا کردیم و به سمت درود حرکت کردیم.ساعت حدود 3 بعد از ظهر بود که  به درود رسیدیم.تصمیم گرفتیم به یک قنادی (بستنی فروشی) حمله کنیم :دی !!!لحظات بسیار شیرین و خُنکی را در اون قنادی داشتیم    ... جای شما خالی بود!!!باورم نمیشد که سفر ما به انتها رسیده...اما این حقیقت داشت همانجا خداحافظی کردیم و هر گروه به سمتی روانه شد.


اتفاقات امسال در گهر

هر سفری در کنار تفریح و ورزش و لذت بردن از طبیعت نکات مهم دیگری نیز دارد که عدم توجه به آنها می تواند باعث بروز حوادثی گاه جبران ناپذیر برای گروه و اعضای آن گردد. گروه در ظاهر گروهی ماهیگیر است ( البته بجز خود من ) اما فاکتورهایی مانند :  مدت زمان سفر ، ماهیت بعضا" خطرناک آن ، ورود به عرصه های بسیار بکر طبیبعت کشور و بطبع آن عدم امکان هیچگونه کمک رسانی در اکثر روزهای سفر آن را به گروهی کوهنورد ماهیگیر تبدیل کرده که لازم است بجز پرداختن به مسائل تکنیکی ماهیگیری به نکات دیگر نیز توجه بیشتری نماید.

سرپرستی گروه از نکات بسیار مهم و کلیدی در یک برنامه است که زوایای بسیار زیادی در آن باید رعایت شود که منجمله می توان به اشراف کامل به منطقه مورد نظر، بررسی و لیست کردن و تهیه تدارکات سفر ، بهمراه داشتن ابزار و وسایل خاص مانند GPS و سیستمهای ارتباطی ، بهمراه داشتن دارو و ترجیحا" پزشک و ..... اشاره کرد، که انصافا" دکتر عزیز به عنوان سرپرست با حداکثر توان در این خصوص کوشیده بود و بدفعات من و شهاب در این مورد صحبت کرده بودیم. خلاصه باید چند سفر سرپرستی گروه را کرده باشید تا از دردسرها و مسئوولیتهای آن آگاه شوید. با این وجود هیچ راهی خالی از مشکل نیست که در زیر فقط به ۲ مثال واقعی در این سفر اشاره میکنم که از کاستی های آن بود و نه تنها به سرپرست بلکه به تمامی گروه بر می گردد.

۱- در تمامی گروهها یکی از چالشهای اصلی سرپرستی انتخاب نفرات می باشند به شکلی که گاه حتی ورزیده ترین افراد بدلیل نداشتن اخلاق زیست گروهی از لیست حذف می شوند تا باعث بروز خطرات و یا ایجاد درگیری در گروه نگردند که البته این موضوع در سفرهای کوتاه و کم خطرتر خودرا نشان می دهد و قابل بررسی است

۲- عدم توجه به تاریکی کامل هوا و تذکرات سرپرست و ادامه ماهیگیری در روز اول ورود به گهر بشکلی که طول دریاچه را با خستگی کامل و در تاریکی طی کردیم در حالی که بهتر بود ابتدا به محل اطراق رسیده چادر می زدیم و در صورت تمایل گروهی ماهیگیری می کردند. در واقع لازم است ابتدا امنیت گروه که شامل اطراق و ایمن سازی محل و سپس برپایی چادر و اندکی رفع خستگی می باشد صورت گیرد و سپس تهیه غذا و یا ......

در پایان از همگی دوستان تشکر می کنم که هفته ای زیبا و پر خاطره رو در این سفر رقم زدند، موارد بالا صرفا" ملزوماتی بود که از تجربیات خودم در این سالها به ذهنم رسید و خواستم با بیانشون توجه  خوانندگان دیگری رو که احتمالا" این پست رو خواهند خواند به امنیت گروهی و توجه به سرپرست جلب کنم ..... با پوزش از دوستان با تجربه تر

 برای سفر به دریاچه گهر نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید 


برچسب‌ها: دره نیگا, دریاچه گهر, دریاچه, کوهنوردی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  90/05/03ساعت 5:30  توسط عظیمی  | 

دریاچه نئور ( Neor Lake ) در ۷۸ کیلومتری شمال شهر خلخال و ۵۰ کیلومتری جنوب شرق شهر اردبیل در جاده خلخال اردبیل واقع شده است. دریاچه نئور به ارتفاع ۲۴۸۰ متر در منطقه حفاظت شده نئور در استان اردبیل واقع شده است، از مشخصات جالب این دریاچه می توان  به عمق ۳ الی ۸ متر آن اشاره کرد دریاچه نئور محل پرورش ماهی قزل آلا می باشد آب آن از چشمه های کف دریاچه و از رودخانه های فصلی تامین می گردد. ۵ ماه از سال سطح این دریاچه یخ میزند و  عمق یخ گاهی به ۸۰ سانت نیز می رسد.

Neor Lake located in 78 km north of Khalkhal city and 50 km South East of Ardabil  ...... The Lake whit the height of 2480 meters above the sea is in Neor protected area located in Ardabil province.

One of  the Interesting characteristic of this lake i can noted here is the depth of water,  it is between 3 to 8 meters max and in  5 months of the year the Ice depth sometimes reaches to 80 cm.

حدود ۸ شب زدیم به جاده و به سمت رشت حرکت کردیم. قصدمون این بود که از طریق استان گیلان و شهرستان اسالم به خلخال و استان اردبیل وارد بشیم. شب رو در حوالی رشت موندیم و تا ۶ صبح استراحت کردیم و دوباره راه افتادیم. قبل از رسیدن به اسالم سری به ساحل گیسوم زدیم که جدا" از زیبایی های مثال زدنی شمال کشور هست.

خلاصه وارد جاده کوهستانی جنگلی اسالم به خلخال شدیم .... همینطور که میدونین این جاده ۲استان گیلان و اردبیل رو به هم وصل میکنه از نکات جالب توجه این جاده کوهستانی اینکه تا رسیدن به مرز دو استان یعنی حدود گردنه الماس جاده کاملا" جنگلی هست ولی به محض عبور از این محدوده دیگه خبری از درخت نیست و این تغییر وضعیت بسیار سریع اتفاق میوفته. پس از رسیدن به خلخال و عبور از این شهر جاده خلخال به اردبیل رو ادامه دادیم و پس از ساعتی رانندگی وارد خروجی دریاچه شدیم که پس از حدود ۱۳ کیلومتر مارو به دریاچه نئور رسوند.

دورتادور دریاچه نئور جاده خاکی نسبتا" ناهمواری وجود داره که  دسترسی به اطراف دریاچه رو ممکن میکنه با اینکه اواخر اردیبهشت هست اما ارتفاعات اطراف دریاچه پوشیده از برف و باعث شده چند رود به دریاچه جاری بشه ..... آب دریاچه از همین رودها و چشمه های کف تهیه میشه .... فاصله این دریاچه تا دریای خزر ۳۰کیلومتر غربی می باشد و اگر به ارتفاعات شرقی مشرف به دریاچه صعود کنید مانعی برای دیدن خزر وجود ندارد. در تمام مدت اقامت باد بسیار شدیدی میوزید که با فرارسیدن شب فقط اندکی از مقدار آن کاسته شد. دریاچه تقریبا" بشکل مستطیل و به طول تقریبی ۴۸۰۰متر و عرض ۱۰۰۰ متر در ارتفاع ۲۴۸۰ متری واقع شده

 برای سفر به دریاچه نئور نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: ساحل گیسوم, دریاچه نئور, دریاچه, طبیعت گردی, اسالم به خلخال
+ نوشته شده در  90/04/26ساعت 17:14  توسط عظیمی  | 

عکسها مربوط به مراحل خسوف دیشب هستش ..... از کاملترین و طولانی ترین خسوفهای قرن حاضر بوده امیدوارم از دست نداده باشین. اگر هم ندیدین عکسهاشو ببینین.

+ نوشته شده در  90/03/26ساعت 13:42  توسط عظیمی  | 

چند سالی هست که اواخر اردیبهشت به اتفاق خانواده و یا دوستان سری به دشت لار و دریاچه می زنیم تا ضمن استقاده از هوای مطبوع و چیدن آویشن وحشی از مناظر بسیار زیبای دریاچه و دماوند قوی هم عکس بگیرم.

قله دماوند

برنامه همیشه به این ترتیب بوده که پس از گذر از پلور و ورود به جاده دریاچه لار از نگهبانی سازمان آب گدشته و بعد از ۲ کیلومتر به نگهبانی حفاظت محیط زیست می رسیدیم و پس تهیه قبض ورود وارد جاده دور دریاچه می شدیم ....... اما امسال اجازه ورود از همان ابتدا یعنی نگهبانی سازمان آب داده نشد و گفتند باید مجوز بگیرید .... به ناچار به پلور و سر محیط بانی برگشتیم و همانطور که مطمئن بودیم اصلا چیزی بنام مجوز وجود خارجی نداشت و گفتند به دلیل فرا رسیدن زمان  زادو ولد حیوانات تا ماه تیر مجوز ورود داده نمی شود .... و دوست محیط بان ما کلی از مضرات بردن جاده آسفالته تا دریاچه گفت و اینکه تردد باعث ازبین رفتن محیط طبیعی می گردد و از اونجایی که این موضوع شعار همیشگی من هست خوشهال از رعایت این موضوع برگشتیم به ورودی سازمان آب و پیاده حرکت کردیم.

۱۰دقیقه از حرکت ما نگذشته بود که اولین ماشین با خانواده از کنار ما گذشت و بعد هم دومی و سومی و ..... خلاصه دردسرتون ندم تمام اونهایی که محلی و از دوستان و آشنایان و ..... بودند به راحتی با ماشینهایشان وارد محیط دریاچه شدند. خلاصه همون داستان همیشگی قانون برای دوستان کمرنگ است اتفاق افتاد و همه اونایی که از جاهای دورتر اومده بودن و آشنا نبودن پیاده بالا اومده بودند. نمیدونم شایدم ماشینهای اونا و خودشون چون محلی اونجا هستند مشکلی رو برای زادوولد و آرامش حیوانات ایجاد نمیکنه.

خلاصه .....پس از طی حدود ۱۰ کیلومتر کنار رودخانه اطراق کردیم و نهار رو خوردیم و مشغول چیدن آویشن شدیم.

 برای سفر به منطقه لار نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید 


برچسب‌ها: لار, دریاچه, سد لار, جاده هراز, دماوند
+ نوشته شده در  90/02/28ساعت 22:35  توسط عظیمی  | 

 تصاویر پاییز قلعه رودخان ..... جالب اینکه هنوز اونجا همه چیز سبز هستش. اگه بشه تصاویر پاییزی تر رو هم  همینجا میگذارم.

 

.

 برای سفر به قلعه رودخان نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید 


برچسب‌ها: قلعه رودخان, کوهنوردی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  89/09/21ساعت 21:58  توسط عظیمی  | 

--  شهرستانک : روستایی قدیم با ارتفاع تقریبی ۲۲۰۰ متر از سطح دریا  واقع در مرکز متمایل به جنوب منطقه البرز مرکزی، ۱۲ کیلومتری شمال غرب توچال ( فاصله هوایی ) و شمال قله شاه نشین،  کاخ ناصری در بالادست این روستا قرار دارد. متاسفانه هر روز از جمعیت روستایی آن کاسته شده و به جمعیت ویلا نشین آن اضافه می گردد.    ----- 

دوراهی شهرستانک در کیلومتر ۵۰ جاده کرج چالوس واقع شده پس از ورود به جاده شهرستانک و گذر از کنار روستاهای گودر و سرک به شهرستانک می رسیم. شهرستانک از روستاهای بسیار قدیمی و خوش آب و هوای واقع در منطقه حفاظت شده البرز مرکزی می باشد، این روستای در شمال شرق توچال واقع شده. این مسیر توسط کوهنوردان قابل استفاده است و تنها مسیر ماشین رو به شهرستانک از طریق جاده چالوس می باشد.

پس از پشت سر گذاشتن روستای شهرستانک و ارد جاده خاکی شده و مسافتی حدود ۵ کیلومتر را تا رسیدن به پل شکسته طی میکنیم و از آنجا مسیر دره پیشرو را با تمایل به چپ ادامه می دهیم تا وارد دره و کوچه باغها شده و مسیر دره را به سمت چپ (جنوب ) تا رسیدن به بنای کاخ ناصری ادامه می دهیم. کاخ ناصری مشتمل بر ۲ بخش شاه نشین در ۲ طبقه و حرمسرا  می باشد. ناصر الدین شاه قاجار از راه منصوب به راه ناصری که از شمران به توچال و از آنجا به بالادست شهرستانک و همین کاخ می رسد به این منطقه وارد می شده.

 راه ناصری : این راه بدستور ناصر الدین شاه و بمنظور رفت و آمد شاه و خانواده وی به شهرستانک ساخته شده، این راه از روستای منظریه ( حسام آباد ) واقع در شمال تهران شروع و با گذر از کنار قله توچال به سمت شمالغرب کشیده شده و پس از گذر از ( شاه قله ) به سمت شهرستانک می رود. با توجه به عدم استفاده از این راه پس از ناصرالدین شاه و تغییرات محیطی در این مدت طولانی قسمتهای زیادی از این راه تخریب و حتی محو شده است ولی هنوز بخشهایی از آن قابل رویت و استفاده است و ک.هنوردان از بخشهایی از این راه جهت پیمایش مسیر توچال شهرستانک که الحق از زیباترین مسیرهای شمالی شهر است استفاده می کنند.

 

در خصوص کاخ با تعدادی از اهالی شهرستانک صحبتهایی داشتم. به گفته آنها پس از ترور ناصر الدین مردم به کاخ حمله کرده و طبقه دوم بخش شاه نشین را از بین بردند و از آنجایی که این مجموعه مورد استفاده دیگر شاهها قرار نگرفت تا قبل از بازسازیهای اخیر در چند ساله گذشته، کاملا رها شده و بدست عوامل طبیعی و غیر طبیعی دیگر تخریب شده است.


برچسب‌ها: شهرستانک, کاخ ناصری, جاده چالوس, کوهنوردی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  89/08/27ساعت 0:11  توسط عظیمی  | 

۱ ماهی بود که تصمیم داشتیم با همکاران برای گردش به یک سفر تفریحی بریم تا اینکه خلاصه تصمیم بر این شد که جمعه دوم مهر در معیت دوستانی که اعلام آمادگی کردندسری به دریاچه ولشت بزنیم

در خصوص موقعیت و طبیعت دریاچه ولشت ( N36 32 27.6 E51 17 12.7 ) و راههای منتهی به آن مفصل در پست های " دریاچه ولشت ۱۳۸۰ و دریاچه ولشت " توضیح داده ام. بنابراین در این پست به توضیح کوتاهی از سفر بسنده می کنم و سپس تصاویر.

جمعه صبح راس ساعت همگی دوستان در محل قرار یعنی میدان امیر کبیر حاضر بودند.!؟ آقایان رحیمی و خراسانی زحمت وسیله نقلیه را کشیده بودند بنابراین دو ماشینه مسیر جاده زیبای چالوس را در پیش گرفتیم. بعد از سد امیرکبیر و رسیدن به گچسر بنزین زدیم و براه ادامه دادیم. حدود ساعت ۹ صبح به مرزن آباد رسیدیم و بعد از یک توقف فوق اضطراری و البته تهیه نان برای صبحانه بطرف دریاچه براه افتادیم . بعد از روستای سنار گروهی از دوستان را دیدیم که شبمانی کنار دریاچه داشتند و پس از ماهیگیری مفصل مشغول برگشت بودند.

خلاصه به اتفاق آقایان معدنی پور و معظمی جای مناسبی برای اطراق پیدا کردیم و مشغول مهیا کردن صبحانه و همچنین گرفتن عکس شدیم. پس از صبحانه با توجه به گرمای هوا از دریاچه به سمت مرزن آباد و سپس جنگلهای عباس آباد حرکت کریم. همانطور که در پستهای قبلی هم اشاره کردم متاسفانه دریاچه ولشت و جنگلهای عباس آباد و کلا" طبیعت منطقه بگونه ای مورد تاخت و تاز مردم با فرهنگ قرار گرفته که در کل مسیر نقطه ای عاری از زباله یافت نمی شود، خوشبختانه نقطه اطراق همیشگی گروه را که حداقل تمیزتر و بکرتر مانده  در GPS داشتم. پس از اطراق و ساعتی استراحت مجددا" مشغول به تهیه ملزومات شکمی شدیم.

گروه در کنار سفره صبحانه

کنار دریاچه

از راست به چپ : آقایان معظمی- رحیمی- علیاری- احمدی- خراسانی- عظیمی- معدنی پور

جنگل عباس آباد - جوجه

 


برچسب‌ها: دریاچه ولشت, جاده چالوس, مرزن آباد, دریاچه, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  89/07/14ساعت 21:19  توسط عظیمی  | 

منطقه حفاظت شده لار و سد لار در جنوب غرب دماوند و ۸۰ کیلومتری شمال شرق شهر تهران واقع شده، برای رسیدن به دریاچه سد لار وارد جاده هراز شده و پس از پشت سر گذاشتن امام زاده هاشم و رسیدن به پلور از جاده هراز جدا شده و پس از ۱۴ کیلومتر به محیط بانی دریاچه می رسیم. زمینهای اطراف دریاچه سد لار عاری از هرگونه پوشش درختی می باشد بنابراین برای جلوگیری از آفتاب سوختگی از پیراهن آستین بلند استفاده کنید.

Lar Protected Area and Lar Lake Located in South West of Damavand City and 80 km North East of capital Tehran. During june, Thyme plants are scattered everywhere.

 

دماوند زیبا در شمال شرق دریاچه قد برافراشته، در فصل بهارلار پوشیده از سبزه و گلهای زیباست، اردیبهشت ماه بوته های آویشن همه جا پراکنده است که با اندکی حوصله می توان سوغاتی خوش عطر از لار گرفت. رودخانه های لار و دلی چایی به دریاچه لار می ریزند و ماهی قزل خال قرمز با وجود حمله انسانها هنوز نسلش از بین نرفته.

راه دیگر رسیدن به سد لار از طریق روستای لواسان بزرگ کوه چهل بره و منطقه کمر دشت است این مسیر مالرو مورد استفاده کوهنوردان بوده و ماشین رو نیست.

 برای سفر به منطقه لار نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: لار, دریاچه, سد لار, جاده هراز, دماوند
+ نوشته شده در  89/06/01ساعت 0:46  توسط عظیمی  | 

>>> برای رسیدن به دریاچه گهر، می بایست با ماشین از شهر درود بسمت چشمه خیه واقع در جنوب شرق شهرحرکت نموده و پس از رسیدن به پایان جاده آسفالته پیاده شده و به طرف گردنه گله چیر حرکت کرد. دو راهی پیش رو را به سمت جنوب شرق طی میکنیم و پس از طی ۵ کیلومتر سرپایینی تند به چشمه پنبه کار می رسیم که پاسگاه پلیس نیز در کنار چشمه قرار دارد و پس از طی گردنه گهر و گذر از چشمه آب سفید که آبی بسیار گوارا و سرد دارد به دریاچه گهر می رسیم. در یاچه گهر نیز دارای پاسگاه محیط بانی و کاملا محافظت شده است.

و اما داستان ما : پس از مدت حدود ۱ سال و نیم خلاصه امسال تصمیم گرفتیم که به منطقه اشتران کوه و دریاچه گهر بریم، تقریبا" ۴ نفر شدیم ولی هنوز تعداد کم بود و علاقه مند بودیم  که تعداد نفرات بیشتر بشه. در این افکار بودیم که شهاب از طریق اینترنت با وبلاگ دکتر چقاجردی آشنا شد. دکتر با گروهی بزرگتر  که اصولا" گروهی اهل شکار و ماهیگیری هستند چندین بار به منطقه رفته  و با آنجا آشنا بودند. تصمیم خودمون رو اعلام کردیم و قرار شد به آنها بپیوندیم.و به اتفاق به آنجا برویم. با این تفاوت که ما ابتدا در فکر دریاچه گهر بزرگ و کره گهر و اطراق در اطراف آنجا بودیم ولی پیشنهاد دکتر برنامه کمپینگ در دره گهر رود و نیگا بود که ما هم پذیرفتیم.

به هر حال روز موعود اوایل تیر ماه فرا رسید و ۱۲ نفر افراد گروه با ۳ ماشین بطرف اراک حرکت کردیم. از شهر اراک بطرف ازنا و از آنجا به درود رفتیم. در شهر درود پس از صرف نهار و پارک ماشین ها و تقسیم بارها با وانت بسمت چشمه خیه ( ورودی منطقه حفاظت شده گهر ) حرکت کردیم.

 روز اول : حرکت از چشمه خیه و مسیر اصلی دریاچه گهر آغاز شد ولی پس از رسیدن به گردنه گله چیر بجای ادامه مسیر معمول براست متمایل شده و در جهت جنوب وارد مسیر چشمه گردو و دره خرسها شدیم و پس از طی مسیری در حدود ۴ کیلومتر و گذر از چشمه گردو به رودخانه گهر رسیدیم. نکته قابل توجه پیمایش ۲۰۰ متر آخر این مسیر است که باید از مسیری صعب العبور در کناره صخره ها و بسیار مرتفع طی شود. مسیر را در امتداد رودخانه ادامه دادیم و در حالیکه هوا تاریک می شد به محل اطراق همیشگی گروه رسیدیم و سپس استقرار، برپایی چادرها و استراحت.

>>> دره نی گاه پس از چشمه پنبه کار تنگتر می شود تا جاییکه در بسیاری از نقاط برای ادامه مسیر باید از داخل آب رد شد زیرا دیواره های صخره ای بسیار بلند از دو طرف آنچنان به هم نزدیک شده اند که راه عبوری از کناره آب وجود ندارد.  کوهها و طبیعت این منطقه در نوع خود بی نظیر است، رفت و آمد در آن بسیار کم صورت می گیرد بطوری که اگر نشانه ای در محل اطراق خود بگذارید دفعه بعد آنرا خواهید یافت.  وجود حیواناتی مانند مار ، عقرب ، رطیل، گراز و خرس، ریزشهای بسیار وسیع در طول دره و عدم دسترسی به هیچگونه امکاناتی تا کیلومترها، همه وهمه از این دره محیطی وهمناک ساخته که در صورت عدم اشراف به محیط و تعداد کم نفرات رفتن به آنجا دور از احتیاط می نماید.

گله چیر

انتهای دره گردو

روز دوم : پس از صرف صبحانه و حدود ظهر، من، رضا، شهاب، مهرداد و دکتر به سمت پایین دره حرکت کردیم صحنه ها و مناظر مسیر بسیار زیبا و بی بدیل بود. تا عصر و زمان برگشت به محل کمپ تعداد ماهی های صید شده به ۱۶ عدد رسیده بود و البته خوشهالی شهاب ......

>>> برنامه غذایی گروه در طول این ۶ روز از این قرار بود که ۲وعده غذایی شامل عدسی یا لوبیا به عنوان صبحانه صرف می شد که اکثر" آقا رضا زحمت تهیه رو می کشید و وعده دوم حدود ساعت ۸ شب سبزی پلو با ماهی سرخ شده که آقا کامران و علی آقا زحمت درست کردنش رو میکشیدن. بقیه افراد گروه بعد ار صرف صبحانه به ۲ گروه تقسیم  و تا عصر مشغول ماهی گیری در رودخانه می شدند. تقریبا" اکثریت گروه ماهیگیر و یا علاقه مند به ماهی گیری بودند و به همین علت تنها برنج و سبزی خشک و عدس و روغن توسط دکتر تهیه شده بود که در بدو حرکت بین دوستان تقسیم شد. و هیچ نوع غذای دیگه همراه نیاورده بودیم.

روز سوم : از آنجایی که برنامه گروه برای هر ۵ روز استقرار در دره بود روز دوم اطراق من و مهرداد تصمیم گرفتیم تا به سمت دریاچه گهر حرکت کنیم تا بازدیدی هم از آنجا داشته باشیم. طبق برآورد شب قبل بکمک نقشه هایی که قبلا" تهیه کرده بودم و اطلاعات روی GPS چیزی حدود ۲۴ کیلومتر رفت و برگشت مسیر داشتیم بنابراین صبح و قبل از بیدارباش همگانی و صبحانه، حرکت کردیم. در هوایی مطبوع مسیر پردرخت تا محل تلاقی دره گردو با دره نیگا و رودخانه گهر رود را طی کردیم در طول راه بعلت کم تردد بودن و وجود دیواره های صخره ای بارها مجبور به جابجایی به طرفین رودخانه می شدیم و گاهی نیز از درون آب به راه ادامه میدادیم. ۲کیلومتر بالاتر عرض دره بیشتر و راه رفتن آسانتر شد تا اینکه حدود ساعت ۱۱ به چشمه پنبه کار رسیدیم .

پس از دقایقی استراحت مسیر بدون درخت گردنه گهر به سمت دریاچه را در پیش گرفتیم. تقریبا" در وسط راه چشمه ای به نام آب سفید با آبی بسیار خنک قرار دارد که پس از استراحتی کوتا در کنار آن دوباره به حرکت ادامه دادیم. حدود ساعت ۱ به دریاچه گهر رسیدیم که بسیار خلوت بود و فروشگاه کوچک دریاچه هم بجز بیسکوییت و نوشابه چیز بهتری نداشت بنظر تمام موجودی این فروشگاه در روز جمعه (۲ روز پیش ) بخاطر شلوغی دریاچه تمام شده بود. القصه ۲ ساعتی در کنار دریاچه استراحت کردیم ، تنی به آب زدیم و عکس گرفتیم و چون محل دریاچه به مدد تکنولوژی باطری خورشیدی BTS دار شده بود و تنها جایی بود که موبایل آنتن می داد به سفارش چندتا از دوستان تماسهایی با خانواده هاشون گرفتیم و حرکت به سوی کمپ آغاز شد. در مسیر برگشت بعد از گذر از پنبه کار و اطراف پل شهاب و دکتر رو در حال ماهی گیری دیدیم و پس از مکث کوتاهی به طرف کمپ ادامه مسیر دادیم. حدود ساعت ۶ خسته و لی با روحی تازه از انجام یک حرکت و گردش مثبت به چادرها رسیدیم.

دریاچه گهر

دره گهر از گردنه خداقوت

روز چهارم : همانطور که قبلا" گفتم محل اطراق ما یکی از شکافهای مشرف به رودخانه بود. از این دست شکافها در کل طول مسیر تا انتهای دره بسیار زیاد است که بعضی از آنها حتی تا چند صد متر در دل کوه ادامه دارند و از میانشان چشمه ای نیز جاری است. عرض دره بسیار کم است بحدی که در بسیاری از جاهها فقط رودخانه از آن می گذرد و در روز فقط چند ساعت آفتاب دارد.جنس کوه صخره ای با تکه های بزرگ و کامل نیست بلکه در بسیاری از جاها ظاهرا" از فشرده شدن لایه لایه خاک و تکه های بزگ و کوچک قلوه سنگ صخره های عظیم الجسه ای ایجاد شده که  در نقاطی تا چند صد متر به بالا ادامه پیدا کرده. نکته جالب دیگر راههای متعددی است که بصورت کاملا" طبیعی روی این صخره ها ایجاد شده و بعضی تا چند صد متر این صخره ها را دور میزند و بشکل ماپیچ تا اواسط یا حتی تا بالای صخره می رود. بعد الظهر با مهرداد تصمیم گرفتیم در امتداد شکافی که چادر زده بودیم به پیش بریم و از آن طریق وارد یکی از راههای روی صخره بشیم تا به نقطه مرتفعی در بالای کمپ برسیم و تعدادی عکس از دره بگیریم. مسیر یکی از راهروها که بسیار پهن بود رو ادامه دادیم و پس از چند بار دور زدن در کناره صخره ها چنان ارتفاعی گرفتیم که مسافت بسیارزیادی از دره قابل مشاهده بود. حرکت در این راهها با وجود پهنای مناسب آن احتیاط زیادی را می طلبد چرا که با کوچکترین لغزشی دره چند صد متری در انتظار است. در چند نقطه راه بقدری عریض می شد مه حتی قابلیت چادر زدن در آن ارتفاع را بوجود می آورد. خلاصه پس از ساعتی لذت بردن از مناظر به سمت پایین حرکت کردیم.

>>> برنامه همه روزه گروه پس از صرف صبحانه، حمام و آبتنی در آب بسیار تمیز رودخانه بود. این رودخانه از معدود رودخانه هایی است که خوشبختانه هنوز سالم باقی مانده و نمی توان در آب یا کناره های آن پسماندهای انسانی را دید. محل تامین آب خوراکی روزمره ما نیز از همین رودخانه بود.

محل آبتنی روزانه

در امتداد شکاف محل اطراق

ورودی یکی از مارپیچهای بالارونده

ادامه یکی از مارپیچهای بالای کمپ

نمای شرقی نیگا از 150متر بالای کمپ

روز پنجم : از آنجایی که برنامه برگشت ادامه دادن دره نی گاه درکنار رودخانه تا رسیدن به اولین آبادی یعنی روستای تی ( توت ) بود، تصمیم بر آن شد که این مسیر در ۲ روز پیموده شود. بنابراین پس از جمع آوری وسایل و حرکت که بدلایلی با تاخیر هم صورت گرفت ( ساعت ۱۳:۳۰ ) ، بسوی شرق و محل اطراق آخر رهسپار شدیم. گروه اول جلوتر از همه و بقصد ماهیگیری در حرکت و سپس من و دکتر و رضا و مهرداد و گروه ۳ نفری کامران و علی و علی در آخر. بعلت ناراحتی مچ پای یکی از همراهان حرکت بسیار کند بود اواخر شب شام صرف شد و دیروقت خوابیدیم.

>>> صخره های خاص در طول مسیر که شرح ساختار آنها را دادم در بسیاری از نقاط بدلایل یخزدگی در زمستان و شاید هم زلزله در طول مسیر و بخصوص اواسط مسیر دره نی گاه بشدت ریزش داشتند بشکلی که در مناطقی سنگهای بسیار عظیمی مسیر رودخانه را بسته بود و می بایست از روی آنها یا در برخی موارد از لابلایشان ادامه مسیر میدادیم. 

نکته جالب دیگر آبشار بسیار زیبایی بود که در اواسط راه به رودخانه اصلی اضافه می شد و آب را تقریبا ۲ برابر می کرد. برای دیدن این آبشار به همراه مهرداد و رضا چند ۱۰۰ متر بالا رفتیم.

آبشار در مسیر

من و دکتر و مهرداد در حال عبور از رودخانه

رودخانه مقابل محل اطراق روز آخر

سیامک رضا مهرداد شهاب

 

روز ششم : دره نی گاه در چند کیلومتر آخر و قبل از رسیدن به روستای تی عریض تر می شود تا جایی که در ۲ کیلومتری روستا کوهها کاملا" از هم فاصله می گیرند،  درختان انبوه و زیبای بلوط و زمینهای کشت دیم روستا هویدا می شود. حرکت امروز گروه نیز بعلت مشکلات شب قبل و دیرتر بیدار شدن همراهان حدود ساعت ۱۴ صورت گرفت. گروه اول که شامل من و مسعود و شهاب و مهرداد و بابک بود حدود ۴:۳۰ به روستای تی رسیدیم  و بقیه دوستان در گروه دوم ۲ ساعت بعد. از روستای تی با وانت بسمت درود حرکت کردیم و در مسیر از روستاهای پیرعبدالله، عمارت و برآفتاب گذشتیم. پس از طی نیمی از این مسیر ۳۵ کیومتری راه آهن جنوب در میان دره و حدودا" ۲۰۰ متر پایین تر از جاده پیدا بود پس از آن به ایستگاه راه آهن قارون رسیدیم. این مسیر روستای عمارت تا درود مسیری بسیار مرتفع و زیبا بود که بدلیل از  دست دادن نور و تکانهای شدید وانت نتوانستم عکسهای زیادی از آن مناظر بگیرم.  ساعت ۷ شب درود بودیم و پس از خداحافظی با دوستان بعداز ۱ هفته دوری به سمت خانه حرکت کردیم.

 

ریزشها در دره نیگا

عریض شدن دره در نزدیکی روستای تی

مسیر تی به عمارت از روی وانت

در جاده تی به عمارت

ایستگاه قارون - راه آهن جنوب

گروه

 

 برای سفر به دریاچه گهر نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: دره نیگا, دریاچه گهر, دریاچه, کوهنوردی, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  89/05/06ساعت 2:47  توسط عظیمی  | 

الان بعد از گذشت حدود ۱۰ سال جزئیات ماجرا رو خوب یادم نیست برای همین به دست نوشته های قدیمی مراجعه کردم، از زمستان ۷۹ من و شهاب بفکر رفتن به یه مسافرت طولانی بودیم که هم متفاوت از حرکتهای قبلی باشه و هم زمان بیشتری رو دور از روزمرگی شهری بگذرونیم و خلاصه حالمون جا بیاد، این فکر جرقه اولین سفر بزرگ و شروع ماجراجویی ما بود. خلاصه جریان رو با مسعود در میان گذاشتیم که از دوستان مشترکمون بود و اونم موافقت خودشو اعلام کرد. به این شکل اولین سفر طولانی ما در تعطیلات فروردین ۱۳۸۰ یعنی حدود ۱۰ سال پیش و بدون داشتن تجهیزات مسیریابی و قط با دانستن نقطه مقصد یعنی دریاچه ولشت آغاز شد.

دریاچه ولشت

 من و شهاب و مسعود و برادرش با اتوبوسی که به سختی در تعطیلات عید پیدا کردیم و با کوله هایی سنگین از مواد اولیه غذایی و وسایل پخت و پز و روشنایی و البته چادر شهاب که اون روزگار نو بود به سمت چالوس حرکت کردیم. مرزن آباد از اتوبوس پیاده شدیم و از انتهای شهر مرزن آباد از جاده چالوس خارج شده و به جهت غرب  شمال غرب به کوه زدیم.

 برای رفتن به دریاچه ولشت در آن زمان جاده خاکی و صعب العبوری ۵ کیلومتر پس از مرزن آباد تا ده سنار وجود داشت که مسیر تردد به دریاچه بود ولی ما قصد داشتیم تا از مرزن آباد و بدون استفاده از این جاده و با گذر از کوه و مراتع مشرف و در واقع از بیراهه به دریاچه برسیم تا هم هیجان بیشتری به سفرمان داده باشیم و هم با پیاده طی کردن مسیر از طبیعت بکر آن زمان محل استفاده کنیم. ما فقط میذانستیم که دریاچه در شمال با اندکی گرایش به غرب شهر مرزن واقع شده، پس از تهیه کسری آذوقه از مرزن آباد از جاده خارج و به سمت تپه های غربی حرکت کردیم تا ۱ ساعت قبل از تاریکی هوا به سمت ارتفاعات شمال و غرب ادامه مسیر دادیم و سپس چادر زدیم و آتش روشن کردیم . اون شب تا صبح ۲ به ۲ بیدار بودیم و آتیش رو روشن نگه داشتیم تا صبح صدای زوزه گرگها رو میشنیدیم و محیطی کاملا جدید و نا آشنا رو تجربه می کردیم. فردا صبح مسیر رو با گذر از میان درختان کاج ادامه دادیم و با سوال از چوپانی که در راه دیدیم مطمئن شدیم که اشتباه نرفته ایم. حدود ظهر به ده سنار رسیدیم  سپس به دریاچه. نکته جالب اینکه اون زمان این مسیر کاملا بیراهه و نا آشنا رو بدون داشتن هیچ نقشه یا وسیله جهت یابی و فقط از روی جهت یابی طبیعی و حس غریضی خودمون رفتیم و الان که همه جور وسیله جهت یابی و نقشه وجود داره و خودمن از اولین کاربرهای GPS و نقشه های دیجیتالی و امثال اینها هستم، کار اون روزگار برام خیلی جالب و هیجان انگیز بنظر میاد.

در مسیر

مختصات و موقعیت دریاچه ولشت رو در پست های مختلفی مثل دریاچه ولشت نوشتم و در جاهای دیگر هم قابل مشاهده است . اما در مورد طبیعت دریاچه :

دریاچه دیروز : دریاچه ولشت بهار ۸۰ و قبل از آن دریاچه ای بسیار آرام و تمیز بود که تنها سکنه آن پیرزنی بود که بهمراه دیگر اعضای خانواده در تنها خانه قدیمی واقع در شرق دریاچه زندگی میکرد و دیگر هیچ. تا چشم کار می کرد طبیعت بود و سرسبزی و هیچ اثری از انسان. محلی واقعی برای استراحت و آرامش فکر افرادی که رنج راه را پیاده بر خود هموار کردندتا دمی در سکوت و زیبایی دریاچه بیاسایند.

دریاچه امروز : دریاچه ولشت امروز با جاده آسفالته که تا ۳ کیلومتری آن آمده و اجازه می دهد هر کسی با ماشین تا لب آب دریاچه بیاید و با وجود افرادی که در آنجا فقط به فکر پرکردن جیب خود از خیل عظیم مراجعه کنندگان هستند و با وجود مردم با فرهنگی که دور تا دور دریاچه و مسیر ورود به آن را از همه نوع آشغال انباشته اند، ویلاهایی که در مسیر و بالا دست دریاچه ساخته شده و در حال ساخت است، در حال تبدیل شدن به مردابی از پسماندهای انسانی است. دریاچه ای که بزودی از لیست منابع طبیعی خارج خواهد شد. و این تراژدی برای بسیاری دیگر از آثار زیبای کشور که روزگاری بکر دیدمشان واقع شده یا در شرف وقوع است.  " قلعه رود خان  -  کویر مرنجاب  "

۳روز در کنار دریاچه اطراق کردیم و فضای بهاری دریاچه لذت بردیم . من از فرصت استفاده می کردم و عکس می گرفتم و شهاب هم ماهی می گرفت. مسعود هم با لباس یکدست لجنی که پوشیده بود به هر شکل ممکن در حال بالا و پایین رفتن از کوه و تپه و لذت بردن از محیط بود. فقط یک خانواده یکی از شب ها را در آنطرف دریاچه به صبح رساند و تنها سکنه  دریاچه از عصرها تا صبح در آن چند روز ما بودیم . روزها گاهی عده ای می آمدند و پس از ساعتی استراحت می رفتند. خاطره شب آخر تا ابد در ذهن همه ما می ماند، در آن شب سرد تا صبح آنچنان بارانی بارید که هر لحظه فکر می کردیم سیل بیاید ولی چادر خوبی که به همراه داشتیم اجازه نداد که خیس شویم. فردا صبح با قایق چوبی پیرزن مهربان از شرق دریاچه  به غرب آن آمدیم و سپس جاده کاملا گل آلود را به سمت مرزن آباد در پیش گرفتیم.

قایقرانی

 


برچسب‌ها: دریاچه ولشت, جاده چالوس, مرزن آباد, دریاچه, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  89/04/11ساعت 23:27  توسط عظیمی  | 

دلیر و ناتردر جاده زیبای کرج چالوس، پس از عبور از ۱۰۰۰چم و قبل از دزدبن حدودا" ۲۰ کیلومتر مانده به مرزن آباد خروجی باریکی قرار دارد که پس از گذشتن از جاده ای پیچ در پیچ و نیم خاکی نیم آسفالت و دره ای بسیار عمیق و زیبا که رودخانه چالوس رود از آن میگذرد، به روستای دلیر واقع در دامنه جنوب شرقی علم کوه استوار می رسیم.

 

 مسیر از ابتدای جاده چالوس تا روستای دلیر در حدود ۲۴ کیلومتر است، مسافتی که بعلت زیبایی و شکوه مسیر آنرا حس نمیکنم. پس از رسیدن به روستای الیت و گذر از کنار امام زاده وارد روستای دلیر با ارتفاع حدود ۲۱۰۰ متری می شویم. روستایی که در بیشتر مواقع مه آلود است و هوایی بسیار خنک دارد. انتهای روستا مسیر شروع صعود به منطقه علم کوه  از جبهه جنوب شرقی و دسترسی به ارتفاعات هزار چم و حصارچال است.

قبل از ورود به روستای دلیر جاده خاکی به سمت شمال منشعب می شود که پس از طی مسیر بسیار پیچ در پیچ ۷ کیلومتری و گذر از ارتفاع ۲۷۶۰ متری وارد دره مجاور شده و پس از طی ۸ کیلومتر دیگر در کنار رودخانه آسیاب رود به روستای ناتر می رسیم و پس از گذشتن از روستای فشکور دوباره وارد جاده چالوس میشویم.

--- زمان آخرین بازدید و گرفتن عکسها : ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

روستای دلیر به جرات یکی از زیباترین ها در کشور است و به دلیل ناشناخته ماندن آن تا کنون بسیار بکر مانده است و از معدود مناظر زیبای طبیعی است که در طی چند سال اخیر که همه نقاط کشور مورد تهاجم انسانی واقع شده اند سالم مانده است ..... از شما خواننده محترم که ممکن است قصد سفر به آنجا را داشته باشی خواهش می کنم در حفظ طبیعت آن  بکوش.


برای این سفر نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


در مسیر دلیر

در مسسیر دلیر

در مسیر دلیر

انتهی روستای دلیر

انتهای روستای دلیر

جاده دلیر به ناتر

دورنمای ناتر از میان ابرها

نمایی از جاده چالوس

برای این سفر نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: دلیر و ناتر, جاده چالوس, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  89/03/17ساعت 0:43  توسط عظیمی  | 

دریاچه ولشت با ارتفاع ۹۱۵ متر از سطح دریا در ۱۸ کیلومتری جنوب غرب شهرستان چالوس و ۱۰ کیلومتری شمال مرزن آباد قراردارد. ابعاد حدودی دریاچه با توجه به شکل نامنظم آن ۷۰۰ متر طول و ۳۵۰ متر عرض می باشد.

Valasht lake : elevation 915 meters above the sea , Located in 18 km south West of chaloos city and 10 km north of Marzan Abad ..... According to the irregular shape of the lake, Dimension is about 700 meters in length  and 350 meters in width.

مسیر رسیدن به دریاچه : ۵ کیلومتر پس از مرزن آباد به سمت چالوس فرعی  در سمت چپ جاده وجود دارد که شما را پس از گذشتن از انبوه درختان کاج و پشت سر گذاشتن روستای سنار به دریاچه ولشت می رساند. جاده تا این روستا آسفالت و پس از آن تا دریاچه خاکی می باشد. فاصله از تقاطع جاده چالوس تا روستای سنار ۶.۵ و از روستا تا دریاچه ۵.۵ کیلومتر است.

زمان حرکت  : ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹- دوستان همراه شهاب و رضا


 برای سفر به دریاچه ولشت نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


 


عکسهای دریاچه ولشت فروردین ۱۳۸۰


قایق تنها ساکن کنار دریاچه

روی دریاچه با قایق پارویی متعلق به  تنها ساکن کنار دریاچه

در مسیر دریاچه

در مسیر دریاچه از سمت مرزن آباد

 


برچسب‌ها: دریاچه ولشت, جاده چالوس, مرزن آباد, دریاچه, طبیعت گردی
+ نوشته شده در  89/02/25ساعت 0:42  توسط عظیمی  | 

ساعت ۹ صبح  از ایستگاه ۷ توچال به سمت قله پلنگ چال حرکت کردیم . مقصد امامزاده داوود. مسیر بطور کامل پوشیده از برف و بسیاری از قسمت های مسیر پرشده از بهمن سال پیش بود. خوشبختانه قبل از ما گروهی ۵ یا ۶ نفره مسیر رو طی کرده بودن ولی با این وجود بعضی از جاها نیاز به برف کوبی وجود داشت.

حدود ساعت ۱۲ به اشتر گردن در مجاورت قله پلنگ چال رسیدیم و کمی استراحت کردیم. باوجود اینکه روزهای آخر فروردین رو پشت سر می گذاریم ولی هوا کاملا سرده.  طی سرازیری اشتر گردن تا دره ورودی امامزاده داوود که چیزی حدود ۳ کیلومتر و کیلومتر اول دارای شیب بسیار زیادی می باشد با وجود برفی که با هرگام تا کمر در آن فرو می رفتیم کاری بسیار سخت و وقتگیر می نمود تا اینکه با توجه به نشانه های سر خوردن گروه قبلی ما هم با استفاده از عصا ابتدا به آرامی و سپس با سرعت بیشتر بشکل نشسته و با سرعت کم به سمت پایین حرکت کردیم. مسیری که شاید حدود۲ ساعت وقت ما را می گرفت در حدود ۱۰ دقیقه طی شد.

توجه : در اینجا موکدا" اضافه می کنم انجام چنین کاری فقط با شناخت کامل از وضعیت دره پیش رو و تجربه افراد و همچنین نوع و شرایط برف در مواقعی خاص امکان پذیر است. لذا احتیاط لازم را در این خصوص بنمایید.

زمان : ۲۷ فروردین ۱۳۸۹ - همراهان من و امیر و حضرت حق

توچال به اشترگردن

پلنگ چال از اشترگردن

نمای قله ناز از پلنگ چال

 


برچسب‌ها: کوهنوردی, توچال, امامزاده داوود, پلنگ چال, اشترگردن
+ نوشته شده در  89/01/27ساعت 1:17  توسط عظیمی  | 

کاروانسرای مرنجاب با ارتفاع ۸۲۰متر از سطح دریا در ۴۷ کیلومتری شمالغرب آران و بیدگل از توابع کاشان و جنوب دریاچه نمک درحد فاصل دریاچه تا شروع رمل های کویری واقع شده که دارای پوشش گیاهی گز و تاق و گونه های جانوری مانند گرگ ، شغال ، روباه ، موش صحرایی ، مار ، عقرب ،عقاب و شاهین می باشد.

کاروانسرای مرنجاب در مسیر راه ابریشم و به شکل قلعه ساخته شده که احتمالا" زمانی به عنوان استحکامات جنگی نیز در زمان صفویه از آن استفاده می شده. در کنار کاروانسرا حوضچه ای وجود دارد که آب آن از قنات تهیه شده و تنها آب شیرین منطقه می باشد. در فاصله ۴ کیلومتری شرق کاروانسرا و۲ کیلومتر مانده به رمل ها چاه آبی معروف به چاه دستکن وجود دارد که با توجه به وجود دریاچه نمک و کویر در اطراف آن غنیمتی بزرگ به حساب می آید.


برای سفر به کویر مرنجاب نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


کاروانسرای مرنجاب ( N34 17 55.3 E51 48 46.1 )

کاروانسرای مرنجاب

جاده خاکی از آران و بیدگل بسمت مرنجاب و پوشش گیاهی مسیر

پایان محدوده دارای پوشش گیاهی مابین دریاچه نمک و شروع رمل های کویر

برای سفر به کویر منجاب نیاز به راهنما دارید ؟ به صفحه راهنمای تور  مراجعه کنید


برچسب‌ها: مرنجاب, کویر, دریاچه نمک, کاروانسرا, کویرنوردی
+ نوشته شده در  88/12/16ساعت 12:24  توسط عظیمی  | 

روستای وسیه ( مرجع لغت نامه دهخدا)" انتهای حصار و در ورودی شرقی شهر کرج واقع شده " که البته در حال حاضر جزء شهر کرج محسوب می گردد. پس از گذشتن از میدان وسیه و گذر از تونل زیر گذر جاده چالوس وارد دره وسیه می شویم که این دره به سمت شرق تا قله دشته ادامه دارد. در راه تا رسیدن به انتهای دره وسیه در فصول گرم سال حداقل ۲ چشمه وجوددارد که طبعا در فصول پرآب به تعدادشان اضافه می گردد. مسیر سبز دارای سایه و در بسیاری از جاها دارای پوشش درختی است.

مسافت از میدان وسیه تا آخرین چشمه چیزی در حدود ۵ کیلومتر می باشد که با شیب ملایم از وسط دره وسیه تا آخرین چشمه که معمولا محل اتراق گردشگران و کوهنوردان است ادامه دارد. اما پس از آن و برای صعود به قله دشته باید مسیری در حدود ۲.۵ کیلومتر و با شیب بیشتری را طی کرد.

دشته در واقع همان قله حد فاصل تهران و کرج است که در حین گذر از اتوبان آن را می بینیم. قله دشته با ارتفاع ۲۵۳۰ متراز جنوبی ترین قلل البرز مرکزی می باشد. وقتی در یک روز صاف و بدون غبار برفراز آن بایستیم، در سمت چپ تهران و در سمت راست کرج تا کیلومترها معلوم است.

تعداد دفعات پیمایش این دره و صعود و برنامه های شب مانی به همراهی دوستان بسیار زیاد بود، بنابراین بدون اشاره به موردی خاص صرفا" تعدادی از عکسهای این منطقه در فصول متفاوت را در وبلاگ قرار می دهم.

یاد باد آن روزگاران را یاد باد

دره وسیه از حوالی آخرین چشمه


برچسب‌ها: وسیه, دشته, کرج, جاده چالوس, کوهنوردی
+ نوشته شده در  88/11/17ساعت 0:40  توسط عظیمی  |